کویه سفلی
 
روستای کویه سفلی در 5 کیلومتری جنوب شهرستان رودسر در استان گیلان قرار دارد. اطلاعات بیشتر درباره کویه سفلی ، در بخش معرفی روستا(آرشیو مطالب - اردیبهشت 87) ارائه شده است .برای ارتباط با وبلاگ از قسمت نظرات یا آدرس پست الکترونیک وبلاگ، استفاده نمایید.

 

در تاریخ 27 اردیبهشت 89 ، یکی از بازدیدکنندگان بزرگوار وبلاگ روستای کویه سفلی ، برادر ارجمند و جانباز مصطفی محمد علی زاده ، پیامی به این شرح برایم گذاشت :

" ...تشکر میکنم که باعث و بانی خیر شدید و بعد از 22 سال توانستم زادگاه فرمانده رشیدم شهید داود حیدری را پیدا کنم که در اسرع وقت خودم را به مزارش رسوندم و خاطراتی که با شهید داشتم را با عنوان سلام فرمانده نوشتم".

بعد ازمدتی ایشان لطف نموده ، خاطره مورد نظر را برایم فرستادند . ضمن تشکر فراوان از این عزیز بزرگوار ، بدون  دخل و تصرفی ، توجه بازدیدکنندگان عزیز وبلاگم را به  خاطره ایشان جلب می نمایم :

سلام فرمانده

"از آخرین باری که به شما سلام گفته بودم حدود 22 سال می گذرد. عملیات والفجر 10- منطقه بانی بنوک - گردان کمیل - گروهان خیبر. شما فرمانده اش بودید و من و محمدحبیبی ، بیسیم چی ات .

 9 روز از عید سال 1367 بیشتر نگذشته بود که سه گردان از لشکر قدس ماموریت پیدا میکنند تا به سان گذشته به قلب دشمن بزنند . حتی  برف سنگین به جامانده در ارتفاعات سورن نیز نمی توانست مانع حرکت بچه ها شود. بعد از حدود 5 ساعت پیاده روی ، عقربه های ساعت 2 نیمه شب را نشان میداد که به نزدیک ترین حد ممکن به سنگرهای دشمن رسیده بودیم . با رمز مقدس "یا رسول الله(ص)عملیات آغاز شد . آرپی جی زن ها اولین کسانی بودند که دست بر ماشه بردند بعد از آن تک تیراندازها.  خیلی زود پایگاه دشمن فتح شد .

 چه شجاعانه جنگیدی اما فرمانده عزیزم زمانی که مورد اصابت تیر مستقیم قرار گرفتی ، من و محمد پیشت بودیم محمد سرت را روی پاهایش گذاشت من هم به دنبال امدادگر   می دویدم . آنقدر این سمت و آن سمت دویدم اما از امدادگر خبری نبود تا اینکه رسیدم به نزد فرمانده گردان کمیل (شهید محمد اصغری خواه) . جریان را برایش گفتم دلداریم داد. گفت کجاست بیا با هم برویم . چند نفری از نیروهای ارکان گردان همراهش بودند . به اتفاق ،  از داخل کانال حرکت کردیم . اما چه کنم که فرمانده گردان خود نیاز به امدادگر پیدا کرد و به اسمانها پرواز نمود .

 زمانی که به نزدت رسیدم تو هم پرواز کرده بودی . علیرغم میل باطنی فردای آن روز مجبور شدیم از شما جدا شویم و شما را تنها بگذاریم . هر چند شما تنها نبودید چون شهید املاکی  (قائم مقام لشکر قدس ) ، شهید دکتر محمد حبیبی پور ،  همان بسیجی که دانشجوی دانشگاه اهواز بود و بانی بنوک را به تعطیلات نوروزی شمال ترجیح داده بود ، شهید محسن غریب پور فرمانده دسته ات که هیچ گاه خنده از لبانش جدا نمی شد ، 16 ساله گروهانت شهید عیسی محمدی چافی ، شهید حسین عزتی با آن مظلومیتش و نزدیک به 150 نفر از بهترینها درکنار شما آرام گرفته بودند .

بارها خواستم بیایم و از نزدیک بهت سلام کنم اما پیدات نمی کردم . راستی آن زمان تکنولوژی اینقدر پیشرفته نبود.کامپیوتر(یا همان رایانه ) این قدر در همه خانه ها جاخوش نکرده بود ولی حالا بعد از 22سال  همین آدم آهنی باعث شد پیدات کنم .

 وقتی که نام مبارکت را در گوگل نوشتم مرا به وبلاگ کویه سفلی برد ، روستایی در 5 کیلومتری رودسر. آدرس را نوشتم. بعدازظهر روز پنج شنبه 23/2/89 به اتفاق خانواده ام از بندر انزلی حرکت کردم . به شهر لنگرود که رسیدم اول رفتم روستای فتیده پیش فرمانده گردانمان (آخه ایشان را هم تازه پیدا کرده بودم از طریق خواندن  کتاب" منتظریوسف باش "  ) . شهیدان اصغری خواه و محمد حبیبی پور در کنار هم آرمیده اند . به رسم ادب به فرمانده گردانم سلام گفتم .بعد به سمت روستایت حرکت کردم همان روستایی که وقتی پسرت آقا کمیل هنوز کمتر از یک ماه داشت از آن دل کندی و به پیش ما آمدی . مزار شهدای کویه سفلی را یافتم اما قبر مطهرت را نه!! چون هیچ نشانی رویش نبود . خدایا مگه باز هم قراره فرمانده ام گمنام بماند . عکسهای شهدا در بقعه آقا سید نصیر علی کیا نقش بسته بود.  عکس شما هم بود اما کنار عکست کلمه گمنام نوشته شده بود . یکه خوردم خدایا یعنی فرمانده ام هنوز بر نگشته؟ از کسانی که برای زیارت اهل قبور آمده بودند پرس و جو کردم. یکی اینگونه برایم تعریف کرد که اول  شهید ی را بجای شهید حیدری به خاک سپردند ، اما بعد از مدتی خود شهید را آورده اند .

 و شنیدم که خانواده ات آن را هم به عنوان فرزندشان قبول کردند . پرسیدم پس کو قبرشان؟ چرا هیچ نام و نشانی از شهدا نیست ؟ تلی از خاک و یک ورق آهنی که روی میله گردی جوش خورده وآنقدرزنگ زده بود که هیچ نوشته ای بر روی انها مشخص  نبود . هر کس قبری رو نشانم میداد تا اینکه در این بین ، مادر یکی از شهدا خوب شما را میشناخت . بعید هم نبود ، چون مادران شهدا جزء کسانی هستند که همدم و هم صحبت شما در خلوتگاه مزارمی باشند . خدایا چه می بینم واقعا قرار است شهدا اینقدر گمنام بمانند . یکی می گفت که مدتهاست قراره روی مزار شهدا را سرپوشیده کنند اما به این شکل رها کردند و خانواده های شهدا از این وضعیت ناراحتند . سلامم را کردم فاتحه ای خواندم و ازت خواستم که شفاعت ما را بکنی ... "

ضمن تشکر مجدد از برادر رزمنده و جانباز ، مصطفی محمد علی زاده و آرزوی سلامتی و توفیقات روزافزون برای ایشان ،امیدوارم طرح بازسازی مزار مطهر شهیدان روستای کویه سفلی بزودی به پایان برسد . قطعا" خبر مربوط به اتمام  بنای فوق در اولین فرصت در وبلاگ ، قرار خواهد گرفت .

یادی که در دلها، هرگز نمی میرد ، یاد شهیدان است .

شادی ارواح پاک و مطهر امام راحل عظیم الشان و شهدای دفاع مقدس  صلوات.

 

 


نوشته شده در تاريخ جمعه ۱٤ خرداد ۱۳۸٩ توسط سیروس حیدری

   عرشیان یکسره تکبیرزنان آمده اند

                                              خیل خوبان بهشت خنده کنان آمده اند

   بوی یاس است و صدایی که فقط می گوید :

                                               مادر آل محمد(ص) به جهان آمده اند

خجسته میلاد با سعادت دختر نبوت ، همسر ولایت ،مادر امامت ، باعث خلقت ، شافع امت ،جواز جنت ،نزول رحمت ،کوثر پیامبر ، حضرت فاطمه زهرا (س) و بزرگداشت روز زن بر همه مسلمانان ، خاصه خواهران و مادران بزرگوار مبارک باد .

از درگاه حضرت حق ، برای مادرانی که هنوز سایه مهر پربرکت آنان بر سر فرزندانشان گسترده است ، سلامتی و طول عمر با برکت و برای مادران به عرش رفته ، غفران الهی و محشور شدن با حضرت  زهرا (س) آرزومندم .


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٩ توسط سیروس حیدری

از مدتی قبل بنابود به شرح زندگی و وصیت نامه عرشیان روستایمان بپردازم . اینک به بهانه سالروز فتح خرمشهر قهرمان ، با شهیدی آغاز می کنم که در آزاد سازی این شهر مقاوم ، به عرش الهی پرواز کرد .

شهیدتقی جمالی در سال 1336 در خانواده‌ای مذهبی در روستای بازکل دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در دبستان کویه‌سفلی گذراند و برای ادامه‌ی تحصیلاتش به رودسر عزیمت نمود. خانواده‌اش درآمد ناچیزی داشت؛ از این رو تقی در کار مزرعه به پدرش کمک می‌کرد و هم‌گام با تحصیل به کار کشاورزی هم مشغول بود
همزمان با اوج گیری مبارزات مردم ، علیه رژیم منحوس پهلوی ، شهید تقی نیز به این اقیانوس عظیم پیوست . روزها در راهپیماییهای شهر رودسر ، شرکت می کرد و شبها با پخش اعلامیه و نصب پرده در سطح روستا ، به آگاه سازی مردم محل می پرداخت .

با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ، جهت صیانت از دستاوردهای خون شهیدان ، به عضویت رسمی بسیج ( بسیجی ویژه) در آمد و در بخشهای مختلفی به فعالیت پرداخت .شهید تقی جمالی مدتی به محافظت از  امام جمعه فقید رودسر ، حضرت حجت الاسلام جنیدی پرداخت ، روحانی بزرگواری که پدر 3 شهید بود و مقام معظم رهبری ایشان را به عنوان یکی از اولیای الهی معرفی کردند .

او در اواخر سال 59 ازدواج کرد و خداوند بزرگ دختری به ایشان عطا ء فرمود .

 

از خصوصیات اخلاقی ایشان می توان به ایمان عمیق ، جدیت در کار ، اخلاق نیکو ، مهربانی با مردم بویژه با مستضعفین و قاطعیت در برخورد با عناصر مستکبر اشاره کرد . همیشه کاری می‌کرد که رضای خدا در آن باشد و در آن راه می‌کوشید. شهید تقی جمالی بیانی گرم و جذاب داشت و حداقل دو سه بار در هفته به روستا می‌آمد و برای بچه‌های انجمن اسلامی، کلاس احکام و .. برپا می‌کرد .

در اردیبهشت سال 1361 ، جهت دفاع از میهن اسلامی در برابر تجاوز دشمن بعثی و حامیان مستکبر شرقی و غربیش ، به مناطق عملیاتی جنوب اعزام شد و توفیق شرکت در عملیات بزرگ بیت المقدس  راپیدا کرد .

سرانجام در مراحل اولیه این عملیات ، در روز جمعه 24 اردیبهشت 61 ، در کربلای دشت جفیر در سنّ 25 سالگی حصارهای خاکی دنیا را فرو ریخت و با پرواز به عرش الهی ، آسمانی شد. پیکر مطهرش مدت 13 روز بی‌غسل و کفن در زیر خاکریز ماند . سرانجام با پاکسازی منطقه عملیاتی از لوث وجود دشمن،پیکر مطهرش  در روز یک‌شنبه 9 خرداد سال 61 در شهرستان رودسر، با شکوه هر چه تمام تشییع شد و در مزار ابدیش در روستای  کویه‌سفلی آرام گرفت .

گوشه هایی از وصیت نامه شهید والامقام ، تقی جمالی :

امروز صحنه کارزار است . صحنه امتحان الهی است و ما جوانان حزب اللهی ، وظیفه داریم به ندای امام خود لبیک بگوییم .

دخترم ، آرزوی دیدارت راداشتم و دوست داشتم در تربیت تو کوشش کنم ،لیک شهادت پدرت بزرگترین راه برای تو دخترم خواهد بود .انشاءالله وقتی بزرگ شدی و این وصیت نامه را خواندی ، راه پدرت را ادامه دهی و اسلام را با شهادت پدرت تقی بشناسی.

پدر و مادرم ، شما نخستین پدر و مادر شهید نبوده و آخرین هم نخواهید بود . چون تا زمانی که قران کریم و اسلام عزیز در بین مسلمین است ، تاریخ همچنان تکرار خواهد شد .

امت قهرمان و شهید پرور رودسر ، امیدوارم همیشه پشتیبان امام و رهبران راستین اسلام باشید و گول حرف منافقین را نخورید.

 

    شادی ارواح طیبه و تابناک شهدا، خصوصا" شهید تقی جمالی ، صلوات

 در تهیه بخشی از این نوشتار از منابع زیر استفاده شده است :

1 - کتابچه مجموعه خاطرات، زندگینامه و وصیت نامه ستارگان درخشان کویه سفلی

2 - پایگاه صبح :   http://www.sobh.org

 

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۳ خرداد ۱۳۸٩ توسط سیروس حیدری