همانطور که در مطلب پیشین اشاره شد ، پنج شنبه این هفته یعنی 19 / 10/ 92 و مصادف با شب شهادت امام حسن عسگری (ع) ، یادواره ستارگان درخشان روستای کویه سفلی برگزار می گردد . همچنین 19 دی سالروز عملیات بزرگ و حماسی دفاع مقدس یعنی کربلای 5 است  که از بزرگترین عملیاتهای بزرگ و طولانی رزمندگان دلاور ایران اسلامی علیه متجاوزین بعثی به شمار می رود . قبلا" در باره این عملیات مطلبی در وبلاگ درج کرده ام که به جهت اهمیت، لینک آن درج می گردد:

http://koyehsofla.persianblog.ir/post/33/

  در این عملیات بزرگ ، جمعی از پاکان این امت به عرش پرواز کردند و آسمانی شدند . از بین این خوبان ، شهید نوجوان ، سید موسی سید آقایی از دلاورمردان روستای کویه سفلی بود که در 14 سالگی ، به یاران شهیدش پیوست .

شهید سید موسی ، جوانترین شهید عملیات کربلای 5 در استان گیلان معرفی شده است . به مناسبت این ایام ، زندگینامه و بخشهایی از وصیتنامه این شهید سعید تقدیم می گردد :

شهید سید موسی سید آقایی در سال 1351 در خانواده ای از سادات بزرگوار در روستای کویه سفلی متولد شد . سید موسی در خانواده ای که از لحاظ مادی وضعیت مساعدی نداشتند ، در سختی ودشواری بزرگ شد .در کودکی پدر مهربانش را ازدست داد و تحت سرپرستی مادر بزرگوارش که برایش هم پدر بود و هم مادر ، قرار گرفت .  سید موسی تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در مدارس کویه سفلی و بازکل سپری کرد .

سید موسی عاشق مسجد و محافل مذهبی بود و بیشتر وقتش را در این مکانها و با دوستان بسیجی خود می گذراند . صوت دلنشینی داشت و کم کم شد مداح اهل بیت عصمت و طهارت (ع) . هنوز مردم محل و بویژه بسیجیان روستا ، صدای دلنشین این سید بزرگوار را در خاطر دارند .

شهیدان داود حیدری و سید موسی سید آقایی

چند سالی که از شروع جنگ گذشت و سید موسی به سن 13 سالگی رسید ، مصمم شد جزء یاران خمینی کبیر در جبهه ها باشد . اما به علت سن کم ، نتوانست موافقت مسئولین بسیج را برای اعزامش کسب نماید . از پا ننشست ، آنقدر به بسیج رفت و رفت تا توانست رضایت مسئولین اعزام نیروی بسیج را بگیرد. ابتدا به پادگان منجیل رفت و دوره آموزشی را به پایان برد و روانه میادین نبرد شد .

در جبهه دوستان زیادی پیدا کرد ، یارانی که صمیمانه او را دوست داشتند . سید برایشان از مصائب اهل بیت می خواند و یاد یاران شهید را با مداحی های جنگ زنده می داشت . در عملیات کربلای 2 در منطقه حاج عمران ( شهریور 65 ) همراه با رزمندگان گردان کمیل شرکت کرد و نشان دادکه علیرغم سن کمش ترسی از شرایط دشوارجنگی ندارد. این عملیات تجربه ای بزرگ برای سید موسی بود تا آبدیده شود و در کربلای 5 حماسه آفرینی کند . شاید می دانست که زمان زیادی تا پرواز ندارد.

چهار ماه بعد ، زمان ، شاهد یکی از بزرگترین حماسه های سربازان امام زمان (عج) در شلمچه بود ، عملیات کربلای 5 . عملیات بزرگ و پیچیده ای که رزمندگان اسلام را تا دروازه های شهر بصره پیش برد . سید موسی این بار نیز به رزم بی امان علیه متجاوزین بعثی پرداخت ، او دیگر فقط یک نوجوان 14 ساله معمولی نبود ، شیر مردی بود که ترسی از دشمن نداشت ، بخصوص که تجربه عملیات سخت کربلای 2 را هم در کارنامه اش داشت .

عملیات کربلای 5  روزهای بیشتری را پشت سر می گذراند و کم کم سید موسی آماده پروازی مقدس می شد .  23 دی ماه 65 روز موعود بود . سید مهیای رفتن شد . عملیات به شدت ادامه داشت و دشمن از زمین و هوا آتش می ریخت . سید موسی اما بی اعتنا به بارانی از گلوله و توپ و خمپاره ،گاه  به رزمندگان مهمات و غذا می رساندو زمانی هم  با اسلحه به دشمن حمله می کرد . سرانجام در کشاکش نبرد، بر اثر اصابت ترکش گلوله های دشمن بعثی ، روح بلندش به عرش پرواز کرد و به ستارگان درخشان کویه سفلی پیوست . روحش همواره قرین رحمت الهی باد .


بخشی از وصیت نامه شهید سید موسی سید آقایی :

"خدایا تو را طلب کردم و از شهرستانی دور به دیدار توآمدم تا در خاکی آشنا آما غریب جان دهم .

مردم غافل نشوید که وقت کم است . زمانه امام حسین (ع) تکرار می شود ، در محضر امتحان خدا هستید . جبهه ها را پر کنید .

هنگامی که عزیز همسنگریم در کنارم شهید می شود ، فکر می کنم که خدایا اینجا ، اینگونه ولی در پشت جبهه بعضی ها بی شرافت به دنبال ناموس مردم می روند ، اینجا رزمندگان ایثار جان می کنند ، آنجا بعضی ها بی شرافتی . خدایا تو اینان را به راه راست هدایت فرما."

در این نوشتار و در برخی از سطور آن از مجموعه " سرو قامتان " – مجموعه خاطرات و زندگینامه ستارگان در خشان کویه سفلی – استفاده شده است  که در سال 1383 منتشر شده است .

 

 

 

 



شهید سید موسی سید آقایی, شهدا, کویه سفلی