کویه سفلی
 
روستای کویه سفلی در 5 کیلومتری جنوب شهرستان رودسر در استان گیلان قرار دارد. اطلاعات بیشتر درباره کویه سفلی ، در بخش معرفی روستا(آرشیو مطالب - اردیبهشت 87) ارائه شده است .برای ارتباط با وبلاگ از قسمت نظرات یا آدرس پست الکترونیک وبلاگ، استفاده نمایید.

در اقدامی جالب و کم نظیر ، حداقل در سطح منطقه ، اولین یادواره  والدین فقید شهدای کویه سفلی در روز پنج شنبه 23 بهمن 1393 ، از ساعت 2 تا 4 عصر در مسجد کویه سفلی برگزار می گردد . ضمن تشکر از برگزارکنندگان این مراسم ، برای همه والدین شهدای به عرش رفته ، غفران الهی آرزومندم . خداوند به والدین شهدایی که هنوز با افتخار در بین ما هستند ، سلامتی و طول عمر با عزت عطاء فرماید .

درضمن  با توجه به این که خانواده بزرگوار بکایی ، دوشهید والامقام، تقدیم انقلاب و اسلام کرده اند ، در متن پوستر چاپ شده ، به جای خانواده شهید بکایی ، بهتر بود شهیدان بکایی درج می شد. هرچند تصویر مبارک هر دو شهید خانواده بکایی ، در پوستر دیده می شود .

نوشته شده در سه‌شنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩۳ ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ توسط : سیروس حیدری | کلمات کلیدی : شهدا, کویه سفلی
  • [نظرات ]

  • پیرو مطلب قبلی ، متن دل نوشته برادر ارجمند وجانباز دفاع مقدس، مصطفی محمد علی زاده ، خطاب به شهید والامقام داود حیدری ، فرمانده دلاور گروهان خیبر را تقدیم حضور خوانندگان  وبلاگ کویه سفلی می نمایم . خداوند به ایشان جزای خیر عطاء فرماید و همه ما را همواره در مسیر اهداف شهیدان که همان مسیر اسلام و انقلاب و ولایت است ، ثابت قدم نگهدارد.

    به نام خدا
    باز هم سلام فرمانده
    "بسم رب الشهداء و الصدیقین . با عرض سلام و احترام ، یادواره شهدای روستای کویه سفلی در تاریخ 25 دی ماه  ساعت 14 ال 16 در مسجد این روستا برگزار می گردد . حضورتان موجب دلگرمیست ."

    این پیامکی بود که از طرف آقا کمیل ات (حیدری) برایم رسید ( خبر را برای دوستان دوران طلایی جبهه و جنگ نیز ارسال کردم و برنامه ریزی کردم تا در یادواره شرکت کنم). این بار پسرت دعوتم کرد , همانی که  هنوز بیشتر از یک ماه نداشت ، به آسمانها پرکشیدی تا از بالا نظاره گر رشدش باشی و هوایش را داشته باشی. همانی که وقتی بزرگ شد و از پدرش پرسید مطمئننا" مادرش آسمانها را بهش نشان داد و گفت که پر کشیدی و رفتی پیش خدا . و الحق همانی شد که خودت می خواستی .  هرچند من مدتی است که صدای رسای کمیل ات را از پشت تلفنم می شنوم و در مناسبتها مختلف به هم پیامک می دهیم و هنوز افتخار دیدن چهره دلربایش را پیدا نکردم  که بتوانم بعد از سالها دوری از شما , چهره ات را در چهره اش ببینم . نمی دانم شاید لایق دیدار نیستم . ......
    با دیدن پیامک ، هوایی شده بودم . شب یادواره خوابت را دیدم . با همان صلابت و اقتدار و چهره خندان . حدود ظهر به اتفاق همکارم آقای حمید حضرتیان از بندرانزلی حرکت و با قرار قبلی که با پرسنلی گروهانت (آقای علیرضا صحرایی ) داشتم به سمت کویه سفلی راه افتادیم . در بین راه خاطرات جبهه و جنگ را با هم مرور می کردیم و عجب این جاست که در بین این همه خاطرات تلخ و شیرین ، اکثر خاطراتمان با شما شروع و یا ختم می شد . صحرایی هم از خواب دیدنش  از منطقه عملیاتی حرف می زد ، همانجایی که وقتی تنها 9 روز بیشتراز آغاز سال 1367 نمیگذشت آسمانی شدی . کردستان , سه راه دزلی, منطقه بانی بنوک, ارتفاع چناره .


     ساعت دو و نیم عصر به زادگاهت رسیدیم  و اولین جای آشنا برایمان کنار مزارت بود به رسم ادب  سلامی کردم و مقداری نزدت ماندم . از اولین باری که به اینجا آمده بودم  تغییراتی در مکان قبور شهدا ایجاد شده بود دوستان می گفتند تازه بعدسالها اینجا را درست کردند  .

    اما از بنیاد شهید و امور ایثارگران یه گله ای دارم . چرا تاریخ و مکان شهادت بعضی از شهدای ما دقیق نیست ؟ هر چند شهدا بخاطر تاریخ و روز به شهادت نرسیدند ولی این حق مسلم خانواده این شهداست که بدانند عزیزانشان درچه روزی و کجا و در چه عملیاتی به شهادت رسیدند نمونه اش همین فرمانده شهید گروهان خیبر از گردان همیشه قهرمان کمیل از لشکر قدس گیلان شهید والا مقام داود حیدری که روی سنگ قبرش تاریخ و محل شهادت بجای 9/1/67 و منطقه بانی بنوک نوشته شده 28/12/66 منطقه حاج عمران . یا چندی پیش زمانی که رفته بودم چاف چمخاله سر مزار همرزمان شهیدم شهید عیسی محمدی و شهید محسن غریب پور روی سنگ قبرشان محل شهادت شلمچه نوشته شده در صورتی که این عزیزان در تاریخ 9/1/67 در منطقه بانی بنوک شهید شدند که در غرب کشور وجود داره وشلمچه در جنوب کشور . یا زمانی که تاریخ شهادت شهید حسین عزتی را در اینترنت سرچ  می کنم اشتباه میزنه و موارد این چنینی . شما را بخدا بازنگری کنید . حداقل کاری است که باید انجام دهید نگذارید تاریخ دستخوش تغییرات شود آنهم از سر ......
    از بقعه آقا سید کیای محلتان هم در همین حد بگویم که واقعا نیاز به مرمت و بازسازی داره .

    بقیه دل نوشته را در  "ادامه مطلب " مطالعه فرمایید...

    نوشته شده در دوشنبه ٢٩ دی ۱۳٩۳ ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ توسط : سیروس حیدری | کلمات کلیدی : شهدا, شهید داود حیدری
  • [ادامه مطلب] [نظرات ]

  • همانطور که به اطلاع رسید ، یادواره شهدای بزرگوار کویه سفلی ، عصر پنج شنبه در مسجد کویه سفلی برگزار گردید. این مراسم که با حضور گسترده ی اهالی محل و روستاهای مجاور برگزار شد ، شاهد حضور پیشکسوتان جهاد و شهادت و همرزمان شهدای کویه سفلی از مناطق دورو نزدیک بود . در این مراسم علاوه بر حضور همرزمان شهدا از شهر رودسر و برخی روستاهای اطراف ، عزیزانی از شهرستانهای  رشت ، لاهیجان و انزلی نیز شرکت داشتند که بدینوسیله از همه این بزرگواران قدردانی می شود ، البته قدردان اصلی، خود شهدا هستند که دعوتشان نموده بودند .


    از بین این عزیزان ، برادر عزیز مصطفی محمد علیزاده به همراه یکی دیگر از رزمندگان سالهای حماسه و ایثار ، از بندر انزلی  در این یادواره حضور داشتند . ایشان از نیروهای گردان کمیل و در زمان شهادت شهید داود حیدری ، فرمانده دلاور گروهان خیبر ، بی سیم چی آن شهید بزرگوار بودند . به اضافه این که با شهدای بزرگواری همچون حسین عزتی نیز، همرزم بوده اند . در سال 1389 ، ایشان از طریق وبلاگ کویه سفلی ، زادگاه ومحل تدفین داود عزیز را یافته ، خود را به مزار آن شهید رساندند. مدتی بعد ، دل نوشته ای در این خصوص  ، با نام " سلام فرمانده " برایم فرستادند که در وبلاگ درج گردید که عزیزان  می توانند جهت مطالعه آن ، روی عبارت "سلام فرمانده " در سطر زیر کلیک نمایند :


     " سلام فرمانده "

     

    از راست ، برادران علیرضا صحرایی ، مصطفی محمد علی زاده ، حسن حسین دوست و محمود حیدری


    در ضمن ، ایشان زحمت کشیده ، دل نوشته دیگری را بعد از حضور در مراسم یادواره ، برایم ارسال کرده اند که انشاء الله بزودی در وبلاگ قرار خواهد گرفت .

    ضمن تشکر از حضور ایشان در یادواره ی شهدای بزرگوار کویه سفلی ، برای این جانباز بزرگوار ، توفیقات روزافزون آرزومندم .

    نوشته شده در جمعه ٢٦ دی ۱۳٩۳ ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ توسط : سیروس حیدری | کلمات کلیدی : شهدا, کویه سفلی
  • [نظرات ]

  • مطابق اطلاع رسانی قبلی ، مراسم یادواره ستارگان درخشان روستای کویه سفلی ، با شکوهی خاص در مسجد روستا، برگزار گردید. تصاویری از این مراسم ، تقدیم ، می گردد .

    منبع تصاویر :

    http://ahrargil.com/?p=56363

     


     

    برای مشاهده بقیه تصاویر یادواره ، روی "ادامه مطلب" کلیک نمایید

    نوشته شده در جمعه ٢٦ دی ۱۳٩۳ ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ توسط : سیروس حیدری | کلمات کلیدی : شهدا, کویه سفلی
  • [ادامه مطلب] [نظرات ]

  • " گمان ما این است که شهدا رفته اند و ما مانده ایم ،اما واقعیت این است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند "    شهید بزرگوار سید مرتضی آوینی

    مراسم بزرگداشت دلاورمردان به عرش پیوسته ، شهدای بزرگوار روستای کویه سفلی ، ساعت 14تا 16 روز پنج شنبه 25 دی 1393 در مسجد روستا برگزار می شود .

    ان شاءالله بار دیگر ، شاهد حضور گسترده مردم قدرشناس منطقه ، در پاسداشت فرزندان خمینی کبیر (ره) ، خواهیم بود .

    نوشته شده در یکشنبه ٢۱ دی ۱۳٩۳ ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ توسط : سیروس حیدری | کلمات کلیدی : کویه سفلی, شهدا
  • [نظرات ]

  • همانطور که در مطلب پیشین اشاره شد ، پنج شنبه این هفته یعنی 19 / 10/ 92 و مصادف با شب شهادت امام حسن عسگری (ع) ، یادواره ستارگان درخشان روستای کویه سفلی برگزار می گردد . همچنین 19 دی سالروز عملیات بزرگ و حماسی دفاع مقدس یعنی کربلای 5 است  که از بزرگترین عملیاتهای بزرگ و طولانی رزمندگان دلاور ایران اسلامی علیه متجاوزین بعثی به شمار می رود . قبلا" در باره این عملیات مطلبی در وبلاگ درج کرده ام که به جهت اهمیت، لینک آن درج می گردد:

    http://koyehsofla.persianblog.ir/post/33/

      در این عملیات بزرگ ، جمعی از پاکان این امت به عرش پرواز کردند و آسمانی شدند . از بین این خوبان ، شهید نوجوان ، سید موسی سید آقایی از دلاورمردان روستای کویه سفلی بود که در 14 سالگی ، به یاران شهیدش پیوست .

    شهید سید موسی ، جوانترین شهید عملیات کربلای 5 در استان گیلان معرفی شده است . به مناسبت این ایام ، زندگینامه و بخشهایی از وصیتنامه این شهید سعید تقدیم می گردد :

    شهید سید موسی سید آقایی در سال 1351 در خانواده ای از سادات بزرگوار در روستای کویه سفلی متولد شد . سید موسی در خانواده ای که از لحاظ مادی وضعیت مساعدی نداشتند ، در سختی ودشواری بزرگ شد .در کودکی پدر مهربانش را ازدست داد و تحت سرپرستی مادر بزرگوارش که برایش هم پدر بود و هم مادر ، قرار گرفت .  سید موسی تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در مدارس کویه سفلی و بازکل سپری کرد .

    سید موسی عاشق مسجد و محافل مذهبی بود و بیشتر وقتش را در این مکانها و با دوستان بسیجی خود می گذراند . صوت دلنشینی داشت و کم کم شد مداح اهل بیت عصمت و طهارت (ع) . هنوز مردم محل و بویژه بسیجیان روستا ، صدای دلنشین این سید بزرگوار را در خاطر دارند .

    شهیدان داود حیدری و سید موسی سید آقایی

    چند سالی که از شروع جنگ گذشت و سید موسی به سن 13 سالگی رسید ، مصمم شد جزء یاران خمینی کبیر در جبهه ها باشد . اما به علت سن کم ، نتوانست موافقت مسئولین بسیج را برای اعزامش کسب نماید . از پا ننشست ، آنقدر به بسیج رفت و رفت تا توانست رضایت مسئولین اعزام نیروی بسیج را بگیرد. ابتدا به پادگان منجیل رفت و دوره آموزشی را به پایان برد و روانه میادین نبرد شد .

    در جبهه دوستان زیادی پیدا کرد ، یارانی که صمیمانه او را دوست داشتند . سید برایشان از مصائب اهل بیت می خواند و یاد یاران شهید را با مداحی های جنگ زنده می داشت . در عملیات کربلای 2 در منطقه حاج عمران ( شهریور 65 ) همراه با رزمندگان گردان کمیل شرکت کرد و نشان دادکه علیرغم سن کمش ترسی از شرایط دشوارجنگی ندارد. این عملیات تجربه ای بزرگ برای سید موسی بود تا آبدیده شود و در کربلای 5 حماسه آفرینی کند . شاید می دانست که زمان زیادی تا پرواز ندارد.

    چهار ماه بعد ، زمان ، شاهد یکی از بزرگترین حماسه های سربازان امام زمان (عج) در شلمچه بود ، عملیات کربلای 5 . عملیات بزرگ و پیچیده ای که رزمندگان اسلام را تا دروازه های شهر بصره پیش برد . سید موسی این بار نیز به رزم بی امان علیه متجاوزین بعثی پرداخت ، او دیگر فقط یک نوجوان 14 ساله معمولی نبود ، شیر مردی بود که ترسی از دشمن نداشت ، بخصوص که تجربه عملیات سخت کربلای 2 را هم در کارنامه اش داشت .

    عملیات کربلای 5  روزهای بیشتری را پشت سر می گذراند و کم کم سید موسی آماده پروازی مقدس می شد .  23 دی ماه 65 روز موعود بود . سید مهیای رفتن شد . عملیات به شدت ادامه داشت و دشمن از زمین و هوا آتش می ریخت . سید موسی اما بی اعتنا به بارانی از گلوله و توپ و خمپاره ،گاه  به رزمندگان مهمات و غذا می رساندو زمانی هم  با اسلحه به دشمن حمله می کرد . سرانجام در کشاکش نبرد، بر اثر اصابت ترکش گلوله های دشمن بعثی ، روح بلندش به عرش پرواز کرد و به ستارگان درخشان کویه سفلی پیوست . روحش همواره قرین رحمت الهی باد .


    بخشی از وصیت نامه شهید سید موسی سید آقایی :

    "خدایا تو را طلب کردم و از شهرستانی دور به دیدار توآمدم تا در خاکی آشنا آما غریب جان دهم .

    مردم غافل نشوید که وقت کم است . زمانه امام حسین (ع) تکرار می شود ، در محضر امتحان خدا هستید . جبهه ها را پر کنید .

    هنگامی که عزیز همسنگریم در کنارم شهید می شود ، فکر می کنم که خدایا اینجا ، اینگونه ولی در پشت جبهه بعضی ها بی شرافت به دنبال ناموس مردم می روند ، اینجا رزمندگان ایثار جان می کنند ، آنجا بعضی ها بی شرافتی . خدایا تو اینان را به راه راست هدایت فرما."

    در این نوشتار و در برخی از سطور آن از مجموعه " سرو قامتان " – مجموعه خاطرات و زندگینامه ستارگان در خشان کویه سفلی – استفاده شده است  که در سال 1383 منتشر شده است .

     

     

     

     

    نوشته شده در سه‌شنبه ۱٧ دی ۱۳٩٢ ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ توسط : سیروس حیدری | کلمات کلیدی : شهید سید موسی سید آقایی, شهدا, کویه سفلی
  • [نظرات ]

  • 1-    بالاخره کار روکش آسفالت جاده شهید بکایی ، از حدودا" 150 متر بعد از پل کمربندی رودسر تا 200 متری سه راه بازکل به پایان رسید . البته مدتی از اتمام کار آسفالت می گذرد و من به دلایلی نتوانستم به موقع خبرش را در وبلاگ بگذارم . اشکالی هم ندارد ، سالها مسئولین امر در ترمیم این جاده ، تاخیر داشتند ، چند هفته هم ، خبرش با تاخیر درج شود !!! .

    مجدا" از همه کسانی که در این امر دخیل بودند و کمکشان در پیشبرد این طرح عمرانی ، موثر بود ، تشکر می کنم .

    2-    از دو ماه قبل که بروز رسانی وبلاگ ، با تاخیر کمتری نسبت به قبل انجام می شود ، تعداد بازدید کنندگان افزایش یافته است . از همه عزیزانی که وقت گذاشته ، از این وبلاگ بازدید می نمایند ، صمیمانه سپاسگزاری می نمایم . اما جای نظرات دوستان بزرگوار همچنان خالیست . پیامهای شما ، هم باعث دلگرمی برای ادامه فعالیت می گردد و هم به بهتر شدن وبلاگ کمک می نماید .

    3-    با استعانت از حضرت باری تعالی ، قرار است یادواره شهدای بزرگوار روستای کویه سفلی ، در عصر پنج شنبه 19 دی ماه 92 در مسجد کویه سفلی برگزار شود . در حال حاضر ، مسئولین پایگاه بسیج ، دهیار روستا ، خانواده های محترم شهدا و دیگر عزیزان دخیل در برگزاری مراسم ، با تشکیل جلسات و تقسیم کارهای یادواره ، مشغول آماده سازی مقدمات برگزاری مراسم هستند . ان شاء الله با عنایت خدا و خود شهدا و نیز حضور گسترده ی مردم قدرشناس ، این مراسم پرشکوهتر از سالهای قبل برگزار گردد.


    4-    در پایان و در این صبح جمعه ، برای فرج مولایمان ، امام عصر (عج) ، دست به دعا بر می داریم : اللهم عجل لولیک الفرج .

     

     

     

    نوشته شده در جمعه ٦ دی ۱۳٩٢ ساعت ٩:٢٤ ‎ق.ظ توسط : سیروس حیدری | کلمات کلیدی : جاده شهید بکایی, کویه سفلی, شهدا
  • [نظرات ]

  • یادواره شهدای والامقام روستای کویه سفلی برگزار می گردد :

    زمان : پنج شنبه 91/12/10 - ساعت 2/5 تا 4 عصر

    مکان : مسجد چهارده معصوم روستای کویه سفلی

    سخنران : سردار نظر علی علیزاده

    مداح : برادر حسین محسنی

    ما تا همیشه ی تاریخ ، مدیون شهدا هستیم . در پاسداشت خون مطهر سربازان خمینی کبیر(ره) ، قدمی هر چند کوچک برداریم.

    اسامی شهدای بزرگوار روستای کویه سفلی :

    1- سردار شهید مرتضی بکایی، مسئول وقت روابط عمومی اداره کل راه و ترابری گیلان

    2-  سردار شهید محمود بکایی ، جانشین فرماندهی واحد تخریب لشکر 25 کربلا

    3- شاعر و معلم شهید باقر ملایی

    4- سردار شهید داود حیدری ، فرمانده گروهان خیبر از گردان کمیل

    5- پاسدار دلاور اسلام شهید تقی جمالی

    6-پاسدار تکاور شهید سید نورالدین رحمانی

    7- نوجوان بسیجی شهید سید موسی سید آقایی ، مداح اهل بیت و جوانترین شهید عملیات کربلای 5

    8- شهید گمنام ، لاله سرخی که میهمان روستای کویه سفلی است

    9 - سرباز دلاور ، رحیم امینی فر ( علی پرست )



    نوشته شده در دوشنبه ٧ اسفند ۱۳٩۱ ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ توسط : سیروس حیدری | کلمات کلیدی : شهدا, کویه سفلی, شهید داود حیدری, شهید مرتضی بکایی
  • [نظرات ]

  • هر چه یاد شهدا بیشتر زنده شود ، فضای کشور وجامعه ، بیشتر به سمت ارزشها حرکت خواهد کرد .    ( مقام معظم رهبری ) 

    یادواره شهدای والامقام روستای کویه سفلی 

     

    زمان : عصر پنج شنبه 18 اسفند 1390

    مکان : مسجد روستای کویه سفلی 

         

    نوشته شده در سه‌شنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩٠ ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ توسط : سیروس حیدری | کلمات کلیدی : شهدا, کویه سفلی
  • [نظرات ]

  • این بار به شرح زندگی مجاهدی عارف ، هنرمندی توانا و در یک کلام گل سرسبد شهدای روستا ، یعنی آقا مرتضی بکایی می پردازم . این انسان وارسته در سال 1334 در خانواده ای مذهبی در روستای کویه سفلی، پا به عرصه جهان گذاشت .  تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را به پایان رساند و در ادامه ، موفق به اخذ دیپلم شد . ایشان در نوجوانی پدر بزرگوارشان را از دست داد  و از محبتش ، محروم گردید . با رحلت پدر ، مسئولیت سنگین اداره خانواده  بر دوش ایشان گذاشته شد که  به بهترین وجه ، از عهده آن برآمد . مرتضی از همان سالها به مطالعات مذهبی پرداخت و با شرکت در جلسات قرانی و مذهبی ، روح تشنه خود را با معارف اسلامی ، سیراب نمود . دراوایل دهه 50 شمسی ، مدتی در روزنامه اطلاعات ، قلم می زد. کم کم دامنه فعالیتهای مذهبی ایشان به شهرهایی چون تهران و شیراز کشیده شد و دوبار نیز توسط ماموران امنیتی رژیم شاه ، بازداشت گردید.

    با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به رهبری حضرت امام خمینی (ره) ، بیشتر اوقات ایشان در مسجد سپری می شد و ایشان نخستین بار درکل منطقه رانکوه رودسر ، دعای کمیل را در مسجد کویه سفلی و بعد ها در برخی از روستاهای مجاور ، برگزار کرد .

    ایشان با توجه به مطالعات گسترده و ویژگیهایی متعددی که دارا بود ، در بسیاری از برنامه های بسیج و ... نقش محوری داشت . با صوت دلنشینش ، قرآن می خواند ، اذان می گفت و مداحی جانسوزی داشت . با خط زیبایش ، بر در و دیوار روستا ، هنرآفرینی می کرد . با مهارت در نجاری و بنایی ، قسمت عمده کتابخانه کویه سفلی را بنا نهاد . با پشتکارش در زمینه اقتصادی ، کارخانه چای سازی رحیم آباد را بازسازی و با نام کارخانه چای شهید مطهری تحویل مسئولان مربوطه داد . در یاری رسانی به محرومان روستا ، ازجمله در خانه سازی ، با کمک بچه های بسیج ، نقش اصلی را دارا بود و بسیاری از این دست کارها.

     

    مرتضی بعد از مدتی در اداره کل  راه وترابری استان  گیلان شروع به کار نمود و مسئولیت روابط عمومی آن اداره کل ، به ایشان سپرده شد . روح بلند مرتضی تاب ماندن در حصار خاکی دنیا را نداشت  و از این رو بارها و بارها در سنگرهای مبارزه با کفر و استکبار در غرب و جنوب ایران اسلامی ، حضور یافت . در سن 28 سالگی ، به سنت الهی گردن نهاد، اما حتی ازدواج هم نتوانست  حضورش را در میادین نبرد کم رنگ نماید .

    از ویژگیهای آقا مرتضی ، ایمان بسیار مستحکم همراه با بصیرت بود . بسیار نیایش می کرد ، همواره با وضو ، بسر می برد و همیشه قرآنی در دستش بود .به ما هم سفارش می کرد که همواره قرآن ، همراهمان باشد . می گفت : حداقل حسن این کار این است که همواره با وضو خواهید بود .  یکی از همرزمانش نقل می کرد :" در روزهای قبل از شهادتش ، درسنگری که بدلیل کوتاهی سقفش ، امکان ایستادن نبود ، ایشان هر شب با حالتی تقریبا" خمیده نماز شب را به جا می آورد ".

    سرانجام پس از عمری مجاهدت و قدم زدن درمسیر رضایت حضرت دوست ، در سال 1362 در عملیات والفجر 6 و در منطقه چیلات ( اطراف دهلران) روح بلند این رزمنده عارف و مجاهد فی سبیل الله به ملکوت پر کشید و آسمانی شد . پیکر پاک و مطهر این شهید سعید، پس از 10 سال  ، به زادگاهش برگشت و در صحن امام زاده سید نصیر علی کیا و در کنار برادر شهیدش آقا محمود ، آرام گرفت .

     

    لینک مصاحبه نشریه ستارگان درخشان با مادر شهیدان مرتضی و محمود بکایی :

     

    http://www.sabzavaran.org/main/default.asp?count=9&sd=mafakher

    شادی ارواح طیبه شهدا صلوات

     

     

     

    نوشته شده در جمعه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٠ ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ توسط : سیروس حیدری | کلمات کلیدی : شهید مرتضی بکایی, کویه سفلی, شهید محمود بکایی, شهدا
  • [نظرات ]

  • با یاد و نام خدای شهیدان

    ضمن عرض سلام خدمت همه عزیزان ،چند تصویر از سردار شهید داود حیدری ، فرمانده دلاور گروهان خیبر از گردان کمیل لشکر قدس گیلان( سپاه قدس فعلی) که چندی قبل متنی با عنوان سلام فرمانده درباره این شهید بزرگوار در وبلاگ قرار گرفت ،تقدیم حضور همه بازدیدکنندگان محترم وبلاگ می گردد. در ضمن ذکر این نکته ضروریست که نوشته های روی تصاویر مربوط به دوران دفاع مقدس می باشد.

    تصاویر بعدی در ادامه مطلب ...

    نوشته شده در جمعه ۱٤ آبان ۱۳۸٩ ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ توسط : سیروس حیدری | کلمات کلیدی : شهید داود حیدری, شهدا
  • [ادامه مطلب] [نظرات ]

  •  

    در تاریخ 27 اردیبهشت 89 ، یکی از بازدیدکنندگان بزرگوار وبلاگ روستای کویه سفلی ، برادر ارجمند و جانباز مصطفی محمد علی زاده ، پیامی به این شرح برایم گذاشت :

    " ...تشکر میکنم که باعث و بانی خیر شدید و بعد از 22 سال توانستم زادگاه فرمانده رشیدم شهید داود حیدری را پیدا کنم که در اسرع وقت خودم را به مزارش رسوندم و خاطراتی که با شهید داشتم را با عنوان سلام فرمانده نوشتم".

    بعد ازمدتی ایشان لطف نموده ، خاطره مورد نظر را برایم فرستادند . ضمن تشکر فراوان از این عزیز بزرگوار ، بدون  دخل و تصرفی ، توجه بازدیدکنندگان عزیز وبلاگم را به  خاطره ایشان جلب می نمایم :

    سلام فرمانده

    "از آخرین باری که به شما سلام گفته بودم حدود 22 سال می گذرد. عملیات والفجر 10- منطقه بانی بنوک - گردان کمیل - گروهان خیبر. شما فرمانده اش بودید و من و محمدحبیبی ، بیسیم چی ات .

     9 روز از عید سال 1367 بیشتر نگذشته بود که سه گردان از لشکر قدس ماموریت پیدا میکنند تا به سان گذشته به قلب دشمن بزنند . حتی  برف سنگین به جامانده در ارتفاعات سورن نیز نمی توانست مانع حرکت بچه ها شود. بعد از حدود 5 ساعت پیاده روی ، عقربه های ساعت 2 نیمه شب را نشان میداد که به نزدیک ترین حد ممکن به سنگرهای دشمن رسیده بودیم . با رمز مقدس "یا رسول الله(ص)عملیات آغاز شد . آرپی جی زن ها اولین کسانی بودند که دست بر ماشه بردند بعد از آن تک تیراندازها.  خیلی زود پایگاه دشمن فتح شد .

     چه شجاعانه جنگیدی اما فرمانده عزیزم زمانی که مورد اصابت تیر مستقیم قرار گرفتی ، من و محمد پیشت بودیم محمد سرت را روی پاهایش گذاشت من هم به دنبال امدادگر   می دویدم . آنقدر این سمت و آن سمت دویدم اما از امدادگر خبری نبود تا اینکه رسیدم به نزد فرمانده گردان کمیل (شهید محمد اصغری خواه) . جریان را برایش گفتم دلداریم داد. گفت کجاست بیا با هم برویم . چند نفری از نیروهای ارکان گردان همراهش بودند . به اتفاق ،  از داخل کانال حرکت کردیم . اما چه کنم که فرمانده گردان خود نیاز به امدادگر پیدا کرد و به اسمانها پرواز نمود .

     زمانی که به نزدت رسیدم تو هم پرواز کرده بودی . علیرغم میل باطنی فردای آن روز مجبور شدیم از شما جدا شویم و شما را تنها بگذاریم . هر چند شما تنها نبودید چون شهید املاکی  (قائم مقام لشکر قدس ) ، شهید دکتر محمد حبیبی پور ،  همان بسیجی که دانشجوی دانشگاه اهواز بود و بانی بنوک را به تعطیلات نوروزی شمال ترجیح داده بود ، شهید محسن غریب پور فرمانده دسته ات که هیچ گاه خنده از لبانش جدا نمی شد ، 16 ساله گروهانت شهید عیسی محمدی چافی ، شهید حسین عزتی با آن مظلومیتش و نزدیک به 150 نفر از بهترینها درکنار شما آرام گرفته بودند .

    بارها خواستم بیایم و از نزدیک بهت سلام کنم اما پیدات نمی کردم . راستی آن زمان تکنولوژی اینقدر پیشرفته نبود.کامپیوتر(یا همان رایانه ) این قدر در همه خانه ها جاخوش نکرده بود ولی حالا بعد از 22سال  همین آدم آهنی باعث شد پیدات کنم .

     وقتی که نام مبارکت را در گوگل نوشتم مرا به وبلاگ کویه سفلی برد ، روستایی در 5 کیلومتری رودسر. آدرس را نوشتم. بعدازظهر روز پنج شنبه 23/2/89 به اتفاق خانواده ام از بندر انزلی حرکت کردم . به شهر لنگرود که رسیدم اول رفتم روستای فتیده پیش فرمانده گردانمان (آخه ایشان را هم تازه پیدا کرده بودم از طریق خواندن  کتاب" منتظریوسف باش "  ) . شهیدان اصغری خواه و محمد حبیبی پور در کنار هم آرمیده اند . به رسم ادب به فرمانده گردانم سلام گفتم .بعد به سمت روستایت حرکت کردم همان روستایی که وقتی پسرت آقا کمیل هنوز کمتر از یک ماه داشت از آن دل کندی و به پیش ما آمدی . مزار شهدای کویه سفلی را یافتم اما قبر مطهرت را نه!! چون هیچ نشانی رویش نبود . خدایا مگه باز هم قراره فرمانده ام گمنام بماند . عکسهای شهدا در بقعه آقا سید نصیر علی کیا نقش بسته بود.  عکس شما هم بود اما کنار عکست کلمه گمنام نوشته شده بود . یکه خوردم خدایا یعنی فرمانده ام هنوز بر نگشته؟ از کسانی که برای زیارت اهل قبور آمده بودند پرس و جو کردم. یکی اینگونه برایم تعریف کرد که اول  شهید ی را بجای شهید حیدری به خاک سپردند ، اما بعد از مدتی خود شهید را آورده اند .

     و شنیدم که خانواده ات آن را هم به عنوان فرزندشان قبول کردند . پرسیدم پس کو قبرشان؟ چرا هیچ نام و نشانی از شهدا نیست ؟ تلی از خاک و یک ورق آهنی که روی میله گردی جوش خورده وآنقدرزنگ زده بود که هیچ نوشته ای بر روی انها مشخص  نبود . هر کس قبری رو نشانم میداد تا اینکه در این بین ، مادر یکی از شهدا خوب شما را میشناخت . بعید هم نبود ، چون مادران شهدا جزء کسانی هستند که همدم و هم صحبت شما در خلوتگاه مزارمی باشند . خدایا چه می بینم واقعا قرار است شهدا اینقدر گمنام بمانند . یکی می گفت که مدتهاست قراره روی مزار شهدا را سرپوشیده کنند اما به این شکل رها کردند و خانواده های شهدا از این وضعیت ناراحتند . سلامم را کردم فاتحه ای خواندم و ازت خواستم که شفاعت ما را بکنی ... "

    ضمن تشکر مجدد از برادر رزمنده و جانباز ، مصطفی محمد علی زاده و آرزوی سلامتی و توفیقات روزافزون برای ایشان ،امیدوارم طرح بازسازی مزار مطهر شهیدان روستای کویه سفلی بزودی به پایان برسد . قطعا" خبر مربوط به اتمام  بنای فوق در اولین فرصت در وبلاگ ، قرار خواهد گرفت .

    یادی که در دلها، هرگز نمی میرد ، یاد شهیدان است .

    شادی ارواح پاک و مطهر امام راحل عظیم الشان و شهدای دفاع مقدس  صلوات.

     

     

    نوشته شده در جمعه ۱٤ خرداد ۱۳۸٩ ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ توسط : سیروس حیدری | کلمات کلیدی : شهید داود حیدری, کویه سفلی, شهدا
  • [نظرات ]

  • از مدتی قبل بنابود به شرح زندگی و وصیت نامه عرشیان روستایمان بپردازم . اینک به بهانه سالروز فتح خرمشهر قهرمان ، با شهیدی آغاز می کنم که در آزاد سازی این شهر مقاوم ، به عرش الهی پرواز کرد .

    شهیدتقی جمالی در سال 1336 در خانواده‌ای مذهبی در روستای بازکل دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در دبستان کویه‌سفلی گذراند و برای ادامه‌ی تحصیلاتش به رودسر عزیمت نمود. خانواده‌اش درآمد ناچیزی داشت؛ از این رو تقی در کار مزرعه به پدرش کمک می‌کرد و هم‌گام با تحصیل به کار کشاورزی هم مشغول بود
    همزمان با اوج گیری مبارزات مردم ، علیه رژیم منحوس پهلوی ، شهید تقی نیز به این اقیانوس عظیم پیوست . روزها در راهپیماییهای شهر رودسر ، شرکت می کرد و شبها با پخش اعلامیه و نصب پرده در سطح روستا ، به آگاه سازی مردم محل می پرداخت .

    با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ، جهت صیانت از دستاوردهای خون شهیدان ، به عضویت رسمی بسیج ( بسیجی ویژه) در آمد و در بخشهای مختلفی به فعالیت پرداخت .شهید تقی جمالی مدتی به محافظت از  امام جمعه فقید رودسر ، حضرت حجت الاسلام جنیدی پرداخت ، روحانی بزرگواری که پدر 3 شهید بود و مقام معظم رهبری ایشان را به عنوان یکی از اولیای الهی معرفی کردند .

    او در اواخر سال 59 ازدواج کرد و خداوند بزرگ دختری به ایشان عطا ء فرمود .

     

    از خصوصیات اخلاقی ایشان می توان به ایمان عمیق ، جدیت در کار ، اخلاق نیکو ، مهربانی با مردم بویژه با مستضعفین و قاطعیت در برخورد با عناصر مستکبر اشاره کرد . همیشه کاری می‌کرد که رضای خدا در آن باشد و در آن راه می‌کوشید. شهید تقی جمالی بیانی گرم و جذاب داشت و حداقل دو سه بار در هفته به روستا می‌آمد و برای بچه‌های انجمن اسلامی، کلاس احکام و .. برپا می‌کرد .

    در اردیبهشت سال 1361 ، جهت دفاع از میهن اسلامی در برابر تجاوز دشمن بعثی و حامیان مستکبر شرقی و غربیش ، به مناطق عملیاتی جنوب اعزام شد و توفیق شرکت در عملیات بزرگ بیت المقدس  راپیدا کرد .

    سرانجام در مراحل اولیه این عملیات ، در روز جمعه 24 اردیبهشت 61 ، در کربلای دشت جفیر در سنّ 25 سالگی حصارهای خاکی دنیا را فرو ریخت و با پرواز به عرش الهی ، آسمانی شد. پیکر مطهرش مدت 13 روز بی‌غسل و کفن در زیر خاکریز ماند . سرانجام با پاکسازی منطقه عملیاتی از لوث وجود دشمن،پیکر مطهرش  در روز یک‌شنبه 9 خرداد سال 61 در شهرستان رودسر، با شکوه هر چه تمام تشییع شد و در مزار ابدیش در روستای  کویه‌سفلی آرام گرفت .

    گوشه هایی از وصیت نامه شهید والامقام ، تقی جمالی :

    امروز صحنه کارزار است . صحنه امتحان الهی است و ما جوانان حزب اللهی ، وظیفه داریم به ندای امام خود لبیک بگوییم .

    دخترم ، آرزوی دیدارت راداشتم و دوست داشتم در تربیت تو کوشش کنم ،لیک شهادت پدرت بزرگترین راه برای تو دخترم خواهد بود .انشاءالله وقتی بزرگ شدی و این وصیت نامه را خواندی ، راه پدرت را ادامه دهی و اسلام را با شهادت پدرت تقی بشناسی.

    پدر و مادرم ، شما نخستین پدر و مادر شهید نبوده و آخرین هم نخواهید بود . چون تا زمانی که قران کریم و اسلام عزیز در بین مسلمین است ، تاریخ همچنان تکرار خواهد شد .

    امت قهرمان و شهید پرور رودسر ، امیدوارم همیشه پشتیبان امام و رهبران راستین اسلام باشید و گول حرف منافقین را نخورید.

     

        شادی ارواح طیبه و تابناک شهدا، خصوصا" شهید تقی جمالی ، صلوات

     در تهیه بخشی از این نوشتار از منابع زیر استفاده شده است :

    1 - کتابچه مجموعه خاطرات، زندگینامه و وصیت نامه ستارگان درخشان کویه سفلی

    2 - پایگاه صبح :   http://www.sobh.org

     

     

    نوشته شده در دوشنبه ۳ خرداد ۱۳۸٩ ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ توسط : سیروس حیدری | کلمات کلیدی : شهید تقی جمالی, خرمشهر, شهدا
  • [نظرات ]

  • همین مزار شهیدان است که تا قیامت دارالشفای آزادگان جهان خواهد بود . امام خمینی (ره)

    همزمان با ایام عزاداری نبی مکرم اسلام(ص)، امام حسن مجتبی(ع)و امام رضا (ع) ، مراسم یادواره 165 شهید والا مقام بخش مرکزی شهرستان رودسر ، روز جمعه 23 بهمن 1388 از ساعت 17:30 در مسجد روستای کویه سفلی برگزار می گردد. سخنران این مراسم ، مهندس کوهکن ، عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی ، می باشد .

    با شرکت در این مراسم معنوی و معطر به عطر حضور شهدا ، یاد و خاطره آنها را گرامی می داریم. خداوند به همه توفیق پاسداری از خون مطهر شهدا عنایت فرماید .

    شادی ارواح طیبه شهدا ،صلوات

    نوشته شده در پنجشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ توسط : سیروس حیدری | کلمات کلیدی : شهدا
  • [نظرات ]