کویه سفلی
 
روستای کویه سفلی در 5 کیلومتری جنوب شهرستان رودسر در استان گیلان قرار دارد. اطلاعات بیشتر درباره کویه سفلی ، در بخش معرفی روستا(آرشیو مطالب - اردیبهشت 87) ارائه شده است .برای ارتباط با وبلاگ از قسمت نظرات یا آدرس پست الکترونیک وبلاگ، استفاده نمایید.

یادواره شهدای والامقام روستای کویه سفلی برگزار می گردد :

زمان : پنج شنبه 91/12/10 - ساعت 2/5 تا 4 عصر

مکان : مسجد چهارده معصوم روستای کویه سفلی

سخنران : سردار نظر علی علیزاده

مداح : برادر حسین محسنی

ما تا همیشه ی تاریخ ، مدیون شهدا هستیم . در پاسداشت خون مطهر سربازان خمینی کبیر(ره) ، قدمی هر چند کوچک برداریم.

اسامی شهدای بزرگوار روستای کویه سفلی :

1- سردار شهید مرتضی بکایی، مسئول وقت روابط عمومی اداره کل راه و ترابری گیلان

2-  سردار شهید محمود بکایی ، جانشین فرماندهی واحد تخریب لشکر 25 کربلا

3- شاعر و معلم شهید باقر ملایی

4- سردار شهید داود حیدری ، فرمانده گروهان خیبر از گردان کمیل

5- پاسدار دلاور اسلام شهید تقی جمالی

6-پاسدار تکاور شهید سید نورالدین رحمانی

7- نوجوان بسیجی شهید سید موسی سید آقایی ، مداح اهل بیت و جوانترین شهید عملیات کربلای 5

8- شهید گمنام ، لاله سرخی که میهمان روستای کویه سفلی است

9 - سرباز دلاور ، رحیم امینی فر ( علی پرست )



نوشته شده در دوشنبه ٧ اسفند ۱۳٩۱ ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ توسط : سیروس حیدری | کلمات کلیدی : شهدا, کویه سفلی, شهید داود حیدری, شهید مرتضی بکایی
  • [نظرات ]

  • مرحومه مغفوره بانو ام البنین دروار ، مادر گرامی سردار عارف ، شهید  آقا مرتضی بکایی و نیز شهید بزرگوار آقا محمود بکایی ، جانشین فرماندهی گردان تخریب لشکر 25 کربلا ،  پس از عمری تحمل سختی و شداید زندگی و هجران عزیزانش ، به فرزندان شهیدش پیوست .

    این مادر مهربان و بزرگوار ، که خیلی زود همسرش ، مرحوم علی اکبر بکایی را از دست داد ، در مقابل شداید زندگی یک تنه ایستادگی نمود و فرزندانی برومند تحویل جامعه داد . شهیدان مرتضی و محمود ، از دست پرورده های این اسوه صبر و بردباری ، به شمار می روند . در سال گذشته نیز این مادر بزرگوار در سوگ یکی از دختران بزرگوارش ، رخت عزا به تن نمود تا امتحان الهی را با تحمل خود پشت سر بگذراند . به روح بلند این مادر دو شهید بزرگوار ، درود می فرستیم و برای خاندان معزز آن مرحومه مغفوره ، صبری در خور تحمل چنین ضایعه ای  آرزومندیم .

    خداوند روح این مادر بزرگوار شهدای بکایی را با حضرت زهرا (س) و فرزندان شهیدش محشور گرداند و به ما توفیق دهد تا قدر خانواده شهدا را بهتر بدانیم و روز محشر ، شرمنده شهدایشان نگردیم .

    نشریه ستارگان درخشان متعلق به ستادکنگره سرداران و 8000 شهید استان مدتی قبل ، مصاحبه ای با این مادر بزرگوار انجام داده بود که یک بار دیگر لینک این مصاحبه ، جهت مطالعه شما عزیزان درج می گردد :

    http://www.sabzavaran.org/main/default.asp?count=9&sd=mafakher 

      شادی روح این مادر بزرگوار  ، صلوات

    نوشته شده در دوشنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٠ ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ توسط : سیروس حیدری | کلمات کلیدی : شهید مرتضی بکایی, شهید محمود بکایی
  • [نظرات ]

  • این بار به شرح زندگی مجاهدی عارف ، هنرمندی توانا و در یک کلام گل سرسبد شهدای روستا ، یعنی آقا مرتضی بکایی می پردازم . این انسان وارسته در سال 1334 در خانواده ای مذهبی در روستای کویه سفلی، پا به عرصه جهان گذاشت .  تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را به پایان رساند و در ادامه ، موفق به اخذ دیپلم شد . ایشان در نوجوانی پدر بزرگوارشان را از دست داد  و از محبتش ، محروم گردید . با رحلت پدر ، مسئولیت سنگین اداره خانواده  بر دوش ایشان گذاشته شد که  به بهترین وجه ، از عهده آن برآمد . مرتضی از همان سالها به مطالعات مذهبی پرداخت و با شرکت در جلسات قرانی و مذهبی ، روح تشنه خود را با معارف اسلامی ، سیراب نمود . دراوایل دهه 50 شمسی ، مدتی در روزنامه اطلاعات ، قلم می زد. کم کم دامنه فعالیتهای مذهبی ایشان به شهرهایی چون تهران و شیراز کشیده شد و دوبار نیز توسط ماموران امنیتی رژیم شاه ، بازداشت گردید.

    با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به رهبری حضرت امام خمینی (ره) ، بیشتر اوقات ایشان در مسجد سپری می شد و ایشان نخستین بار درکل منطقه رانکوه رودسر ، دعای کمیل را در مسجد کویه سفلی و بعد ها در برخی از روستاهای مجاور ، برگزار کرد .

    ایشان با توجه به مطالعات گسترده و ویژگیهایی متعددی که دارا بود ، در بسیاری از برنامه های بسیج و ... نقش محوری داشت . با صوت دلنشینش ، قرآن می خواند ، اذان می گفت و مداحی جانسوزی داشت . با خط زیبایش ، بر در و دیوار روستا ، هنرآفرینی می کرد . با مهارت در نجاری و بنایی ، قسمت عمده کتابخانه کویه سفلی را بنا نهاد . با پشتکارش در زمینه اقتصادی ، کارخانه چای سازی رحیم آباد را بازسازی و با نام کارخانه چای شهید مطهری تحویل مسئولان مربوطه داد . در یاری رسانی به محرومان روستا ، ازجمله در خانه سازی ، با کمک بچه های بسیج ، نقش اصلی را دارا بود و بسیاری از این دست کارها.

     

    مرتضی بعد از مدتی در اداره کل  راه وترابری استان  گیلان شروع به کار نمود و مسئولیت روابط عمومی آن اداره کل ، به ایشان سپرده شد . روح بلند مرتضی تاب ماندن در حصار خاکی دنیا را نداشت  و از این رو بارها و بارها در سنگرهای مبارزه با کفر و استکبار در غرب و جنوب ایران اسلامی ، حضور یافت . در سن 28 سالگی ، به سنت الهی گردن نهاد، اما حتی ازدواج هم نتوانست  حضورش را در میادین نبرد کم رنگ نماید .

    از ویژگیهای آقا مرتضی ، ایمان بسیار مستحکم همراه با بصیرت بود . بسیار نیایش می کرد ، همواره با وضو ، بسر می برد و همیشه قرآنی در دستش بود .به ما هم سفارش می کرد که همواره قرآن ، همراهمان باشد . می گفت : حداقل حسن این کار این است که همواره با وضو خواهید بود .  یکی از همرزمانش نقل می کرد :" در روزهای قبل از شهادتش ، درسنگری که بدلیل کوتاهی سقفش ، امکان ایستادن نبود ، ایشان هر شب با حالتی تقریبا" خمیده نماز شب را به جا می آورد ".

    سرانجام پس از عمری مجاهدت و قدم زدن درمسیر رضایت حضرت دوست ، در سال 1362 در عملیات والفجر 6 و در منطقه چیلات ( اطراف دهلران) روح بلند این رزمنده عارف و مجاهد فی سبیل الله به ملکوت پر کشید و آسمانی شد . پیکر پاک و مطهر این شهید سعید، پس از 10 سال  ، به زادگاهش برگشت و در صحن امام زاده سید نصیر علی کیا و در کنار برادر شهیدش آقا محمود ، آرام گرفت .

     

    لینک مصاحبه نشریه ستارگان درخشان با مادر شهیدان مرتضی و محمود بکایی :

     

    http://www.sabzavaran.org/main/default.asp?count=9&sd=mafakher

    شادی ارواح طیبه شهدا صلوات

     

     

     

    نوشته شده در جمعه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٠ ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ توسط : سیروس حیدری | کلمات کلیدی : شهید مرتضی بکایی, کویه سفلی, شهید محمود بکایی, شهدا
  • [نظرات ]